زين الدين محمود واصفى

39

بدايع الوقايع ( فارسى )

خود را پيوند كمند شهاب ثاقب ساخته به قلاب ماه نو بندد ، از شرفهء غرفه‌اش كوتاهى نمايد ؛ و اگر سياح خيال به دستيارى انديشه قدم بر فراز كنگرهء وى ماند ، سرش بر سقف گنبد لامكان سايد ، ده مدرس تعيين يافته بود . يكى از آن جمله مولانا امير كلان كه منبع خاطر [ منيرش مشارق مصابيح انوار حقايق ] مبين ، و مشرع ضمير محيط آئينش « 1 » جامع فصول حكمت الهى « * » بود [ و ] كواكب ثواقب [ باطن ] منيرش مشارق « 2 » مصابيح [ انوار حقايق نامتناهى ؛ تلويح فكر ثاقب و توضيح راى صايبش مصباح ] منهاج دين و كشاف مشكلات يقين گرديده « 3 » ، صرف عنان « 4 » عنايت به نحو تربيت طلاب لازم داشته و قصاراى « 5 » همت در رفع آثار جهالت دينيه و نصب اعلام علوم يقينيه كه كسر بناى ضلالت در ضمن آن ضم است جزما برگماشته بود ، و داعى باطن سعادت‌ميامنش كه قانون شفاى امراض و حاوى كليات اعراض بود بر تأسيس مبانى علوم شريعت مصروف ، و بواعث ضمير كيميا تأثيرش كه مجمع مجمل و مفصل آيات سعادت است بر تربيت فضلاء فضيلت‌گستر « 6 » موقوف بود . در صفه‌اى كه « 7 » شرط واقف مقرر گرديده كه اعلم العلما مدرس باشد ، درس مىفرمود . [ بيت ] : ز درك غايت علمش عيون مدركه قاصر * ز كنه آيت نعتش نفوس ناطقه مضطر و در مدرسهء خان شهيد امام الزمان خليفة الرحمن محمد شيبانى خان كه در سر چارسوق سمرقند بنا يافته - و آن‌چنان مدرسه‌اى است كه رفعت ايوان رفيع المكانش مانند همت عاليش در غايت بلندى و فسحت صحن

--> ( 1 ) - T و B : محيط آفرينش . ( 2 ) - T : ندارد . ( 3 ) - A : گرديد . ( 4 ) - A : عيان . ( 5 ) - T : صايب‌راى ؛ B و Ba صاب‌راى . ( 6 ) - A : ؟ ؟ ؟ گستر . ( 7 ) - P : + در . ( * ) س 6 : آلهى